الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
38
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
خودمان مىرويم . پس خداى عز و جل مىفرمايد : پدر و مادر با شما وارد بهشت شوند ؛ پس بر مىجهد هر طفلى به سوى پدر و مادر خود و مىگيرند دستهاى ايشان را و داخل بهشت مىشوند پس ايشان شناساترند پدران و مادران خود را در آن روز از فرزندان شما در خانههاى شما » . زمر ، افواج متفرقه است بعضى از آنها در پى بعضى ؛ و گفته شده است كسانى هستند كه به يك ديگر رسند از طبقات مختلفه چون شهدا و زهاد و علما و فقرا و قرّاء و اهل حديث و غيرهم . « 1 » و از انس بن مالك است كه مردى همه روزه به محضر حضرت رسالت - صلى الله عليه و آله و سلم - شرف اندوز مىشد و طفلى همراه خود داشت . كودك وفات يافت و مرد ، روزى چند خدمت آن حضرت نرسيد . از حالش استفسار فرمود . اصحاب عرض نمودند طفلى كه همراه داشت مرده است و به علت مصيبت اوست كه شرفياب نشده است . آن حضرت فرمود : « هلّا آذنتمونى فقوموا الى اخينا نعزّيه فلما دخل عليه اذا الرجل حزينا و به كآبة فعزاّه فقال يا رسول الله كنت ارجوه لكبر سنى و ضعفى فقال رسول الله صلى الله عليه و آله اما يسرّك ان يكون يوم القيامة بإزائك فيقال له ادخل الجنة فيقول يا رب و ابواى فلا يزال يشفع حتى يشفعه الله عز و جل فيكم و يدخلكم الجنة جميعا . » « 2 » : « چرا به من خبر نداديد ؟ برخيزيد به سوى برادر خود برويم و او را تسليت بدهيم . چون بر او وارد شد . او را افسرده يافت و او را سخت دلتنگ ديد و تعزيتش فرمود . گفت : اى پيغمبر خداى ! او را براى زمان پيرى و فتور قواى خود اميد مىبردم . فرمود : آيا شادمان نمىدارد تو را كه فرزندت در روز قيامت در برابرت باشد و او را گويند كه داخل بهشت شو و بگويد پروردگارا من و پدر و مادرم . پس هميشه شفاعت كند تا خداى تعالى شفاعت او را در بارهء شما قبول فرمايد و شما را با يك دگر داخل بهشت نمايد . « كآبه » تغيّر نفس است به انكسار و شكستگى از شدت اندوه ؛ « و ضعف » به ضم ضاد نقطهدار و فتح مترجم گويد كه صاحب قاموس ميان ضعف به فتح و ضعف به ضم چنين فرق گذارد كه اول در رأى و عقل است و ثانى در بدن است . و ايضا از انس است و گفته است كه از عثمان بن مظعون - رضى الله عنه - كودكى
--> ( 1 ) اشارهاى است به آيهء 73 سورة الزمر : « وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً » . ( 2 ) بحار الانوار 82 : 118 كه به جاى « و عن انس بن مالك » « و روى » آمده است .